بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا صاحب الزمان ادرکنی
متن شماره 4
عنوان:غزلی از حافظ و مسئله فضاسازی نامرئی در تربیت
جناب آقای دکتر عبدالعظیم کریمی
(ویراستاری و تنظیم: محمدجواد علی اکبریان)
استاد در ابتدا با نام خداوند جانآفرین سخن را آغاز نموده و از دوستان حاضر در گروه به سبب مشارکت فعال ، تقدیر و تفقد نمودند.
با این جملات :
در آغاز لازم میدانم صمیمانه از همه دوستان اندیشهورزی که با دقت و نکتهبینی، مباحث مطرحشده در جلسات پیشین را مورد تأمل قرار دادند و با ارائه تحلیلها، مثالهای کاربردی و تجربههای زیسته و حرفهای خود، به غنای این گفتوگو افزودند، تشکر کنم. نکاتی که دوستان مطرح کردند، بسیار فراتر از انتظار بنده بود و حقیقتاً شخصاً از آنها بهره بردم. برای من مایه مباهات است که در چنین جمعی از دوستان اهل اندیشه و دغدغهمند در حوزه تربیت حضور دارم و پیوندی فکری و تربیتی با این جمع شکل گرفته است.
در ادامه مطلبی را مبتنی بر غزلی از حافظ طرح نمودند.
از دوستان خواستند این موضوع را بهصورت یک پروژه فکری و اجتهادی در نظر گرفته و بکوشند ارتباط این غزل را با بحث ما درباره فضاسازی نامرئی در تربیت دینی یا تربیت غیرمستقیم بازسازی و تحلیل کنند.
غزل مورد نظر چنین آغاز میشود:
«تابِ بنفشه میدهد طُرّهٔ مشکآسای تو
پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو»
در نگاه نخست ممکن است این پرسش پیش بیاید که این ابیات چه ارتباطی با بحث فضاسازی، فضاگشایی و فضامندی در تربیت دارند!
شاید حتی چنین تصور شود که ما میکوشیم شعری از حافظ را بهطور تصنعی به مباحث تربیتی پیوند دهیم. اما اگر اندکی تأمل کنیم، میتوان لایههای عمیقتری از معنا را در این ابیات مشاهده کرد. در اینجا تنها میکوشیم با چند اشاره، مسیر این تأمل را تا اندازهای هموارتر کنیم.
🔹 بنده نکات جناب آقای دکتر کریمی را در ۶ محور به شرح ذیل دسته بندی کردم.
1️⃣ شکوفایی درونی و تربیت فطری
در بحثهای پیشین اشاره کردیم که شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام درباره تربیت فطری سخنی بسیار ژرف دارد:
«شکوفاندن غنچه مانع شکفتن غنچه میشود.»
این گزاره به ظاهر پارادوکسیکال، در واقع بیانگر حقیقتی مهم در تربیت است. اگر ما بخواهیم غنچهای را با دست خود باز کنیم، دیگر آن شکفتن طبیعی رخ نمیدهد؛ زیرا شکوفایی حقیقی باید از درون و بر اساس قابلیت و فاعلیت خود غنچه صورت گیرد.
نمونهای ساده اما معنادار از این معنا را در تجربهای شخصی شان مشاهده کردند. ایشان فرمودند: مادر سالخوردهام که به بیماری آلزایمر مبتلاست، گاهی فراموش میکند که فرزندانش با او تماس گرفتهاند. روزی گفت فلان فرزند زنگ نزده است. من گفتم اکنون به او میگویم تماس بگیرد. اما او پاسخ داد:
«نه، غنچه خودش باید بشکفه! »
همین جمله کوتاه، در عین سادگی، حاوی حکمت عمیقی بود. گویی میگفت: آنچه باید رخ دهد، باید از درون بجوشد؛ نه اینکه از بیرون تحمیل شود.
در تربیت نیز چنین است. اگر بخواهیم از بیرون رفتارها را تحمیل کنیم، آن تحول درونی رخ نمیدهد. از همین روست که گفته میشود:
- یاد دادن، گاه مانع یاد گرفتن میشود.
- شکوفاندن، مانع شکفتن میشود.
- دینی کردن، مانع دینی شدن میشود.
- فهماندن، مانع فهمیدن میشود.
- درس دادن، گاه مانع درس گرفتن میشود.
همچنان که اگر دست کودک را همیشه بگیریم و او را راه ببریم، هرگز خود راه رفتن را نمیآموزد. باید اجازه داد که خود راه رفتن را تجربه کند.
2️⃣ خوانشی تربیتی از غزل حافظ
اکنون اگر با این نگاه به بیت حافظ بازگردیم، معنای تازهای آشکار میشود.
حافظ میگوید:
«تابِ بنفشه میدهد طُرّهٔ مشکآسای تو»
یعنی صرف حضور آن طرهٔ مشکآسا و نسیمی که از آن میوزد، سبب میشود بنفشه از درون به جنبش درآید و تاب بخورد. این تحول از درون رخ میدهد؛ نه اینکه کسی از بیرون آن را وادار به چرخش کند.
در بیت بعد نیز میگوید:
«پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو»
تنها لبخندی، تنها حال و هوایی دلگشا، کافی است تا غنچه خود پردهاش را بدرد و شکفته شود. در اینجا نیز کسی از بیرون گل را باز نمیکند؛ بلکه فضایی ایجاد میشود که در آن شکفتن ممکن میگردد .
این دقیقاً همان چیزی است که در تربیت از آن با عنوان فضاسازی نامرئی یاد میکنیم: ایجاد شرایطی که در آن، رشد و تحول از درون فرد شکل بگیرد.
3️⃣ تجربهای آموزشی: پیوند شعر و نظریههای رواندرمانی
ایشان گفتند: سالها پیش در دانشگاه درسی داشتم با عنوان «نظریههای مشاوره و رواندرمانی». این درس سه واحدی بود؛ دو واحد نظری و یک واحد عملی. یکی از تکالیفی که به دانشجویان میدادم، یافتن پیوندهای معنایی میان نظریههای رواندرمانی و اشعار عرفانی بود.
ایشان از دانشجویان میخواستند اشعار حافظ، مولوی و دیگر متون عرفانی رابررسی کنند و ببینند کدام ابیات با کدام نظریههای رواندرمانی همخوانی دارد؛ مانند:
- شناختدرمانی
- رفتاردرمانی
- گشتالتدرمانی
- واقعیتدرمانی
- روایتدرمانی
- درمان مراجعمحور کارل راجرز
دانشجویان باید این انطباقها را با استدلال و تحلیل نشان میدادند؛ نه صرفاً با شباهتهای سطحی.
برای نمونه، این بیت حافظ:
«مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تأیید نظر حل معما میکرد»
میتواند با رویکرد درمان غیررهنمودی (Non-directive Therapy) کارل راجرز قابل تفسیر باشد؛ جایی که درمانگر راهحل تحمیل نمیکند، بلکه با حضور و توجه خود زمینه کشف را برای مراجع فراهم میکند.
یا این بیت:
«فکر خود و رأی خود در عالم رندی نیست»
میتواند با ایدههای شناختدرمانی مرتبط دانسته شود؛ زیرا در آن دعوت به تغییر چارچوبهای شناختی و رهایی از تفسیرهای خودمحورانه دیده میشود.
این نوع تطبیق و «مچینگ» میان شعر و نظریهها، برای دانشجویان یک پروژه پژوهشی جدی بود و آنان باید با تحلیل و استدلال نشان میدادند که چرا چنین پیوندی برقرار است.
4️⃣ مبنای نظری: دیدگاه ویلفرد بیون
برای آنکه تصور نشود این مباحث صرفاً حاصل تأملات شخصی است، اشارهای کوتاه به یکی از مبانی نظری این دیدگاه میکنم.
ویلفرد بیون، از روانکاوان برجسته معاصر، جملهای بسیار عمیق دارد:
«آنچه به شکل خودآگاه حس نمیشود، بیشترین فضا را برای حس شدن ناخودآگاه فراهم میکند؛ و آنچه ناخودآگاه حس میشود، بیشترین تأثیر را بر خودآگاه میگذارد.»
این گزاره به ظاهر متناقض، در واقع بیانگر سازوکار اثرگذاریهای عمیق روانی است. بسیاری از تأثیرهای مهم در زندگی انسان نه در سطح آگاهی مستقیم، بلکه در لایههای ناهشیار شکل میگیرند.
5️⃣ مثال هنر سینما: موسیقیای که شنیده نمیشود
برای روشنتر شدن این مفهوم، مثالی از هنر سینما میتوان آورد. یکی از منتقدان و آهنگسازان موسیقی فیلم میگفت:
بهترین موسیقی متن یک فیلم آن موسیقی است که نواخته شود، اما شنیده نشود.
یعنی موسیقی باید آنقدر طبیعی در بافت فیلم حل شود که مخاطب متوجه آن نشود، اما در عین حال در عمق جان او اثر بگذارد.
در چنین حالتی، موسیقی نه بهصورت آگاهانه، بلکه در سطحی عمیقتر بر احساس و ادراک مخاطب تأثیر میگذارد.
6️⃣ فضاسازی نامرئی در تربیت
در تربیت نیز بسیاری از تأثیرهای عمیق دقیقاً از همین مسیر رخ میدهند؛ یعنی از طریق فضاسازی نامرئی، ناهشیار و فروآستانهای .
در این نوع تربیت، مربی مستقیماً فرمان نمیدهد، تحمیل نمیکند و حتی گاه حضورش به چشم نمیآید؛ اما با ایجاد فضا، حال و هوا و زمینه مناسب، امکان شکوفایی درونی را فراهم میکند.
در چنین فضایی، انسان بیآنکه بداند یا بخواهد، تحت تأثیر قرار میگیرد؛ و همین تأثیرهای ناپیدا گاه عمیقترین نقش را در شکلگیری شخصیت و معنویت او ایفا میکنند.
والسلام