بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا صاحب الزمان ادرکنی
متن شماره5
عنوان: فطرت، طبیعت، تربیت
جناب آقای دکتر عبدالعظیم کریمی
(ویراستاری و تنظیم: محمدجواد علی اکبریان)
1⃣ مقدمه: نسبت شعر شیخ شبستری با بحث فطرت
دکتر کریمی سخن را با بیتی از شیخ شبستری آغاز میکنند:
«به نام آنکه جان را نورِ دین داد
خِرَد را در خدا دانی، یقین داد»
و توضیح میدهند که این شعر پیوند مستقیم با موضوع بحث دارد:
اگر جان انسان از آلودگیها پاک شود، نور الهی در خرد او آشکار میشود و نیاز چندانی به معارف بیرونی ندارد؛ زیرا خمیرمایههای درونی، فطری و ازلی انسان برای هدایت کافیاند .
2⃣ دشواری بحث «فطرت و طبیعت»
به گفته ایشان، بحث درباره نسبت فطرت و طبیعت از دیرباز میان متکلمان، فلاسفه و اندیشمندان اسلامی محل اختلاف بوده و هنوز هم به یک اجماع قطعی نرسیده است. پرسشهای اصلی این است که:
*
- طبیعت انسان مایل به خیر است یا شر؟
- این دو وجه ـ خیر و شر ـ چگونه با هم جمع میشوند؟
- نسبت آنها با آیاتی مانند «فَأَلْهَمَها فُجورَها وَ تَقْواها»، «نَفَختُ فیهِ مِن روحی» و «عَلَّمَ آدَمَ الأسماءَ کلَّها» چیست؟
انسان از یک سو حامل روح الهی و فطرت پاک است، و از سوی دیگر دارای گرایشهای نفسانی، ضعف، جهالت، ظلم، فسق و فجور . این ترکیب پیچیده از دیرباز اندیشمندان را به چالش کشیده است.
3⃣ ورود تربیت به این معادله
دکتر کریمی تصریح میکنند که قصد ورود تخصصی به اختلافات کلامی را ندارند، بلکه میخواهند نقش تربیت را در میان این دو ساحت توضیح دهند:
- تربیت چگونه میان طبیعت و فطرت عمل میکند؟
- تربیت فطری و تربیت طبیعی هرکدام چه سهمی دارند؟
با این پیشفرض که انسان فطرتاً متمایل به خیر است و شرور و آلودگیها عارضی و ناشی از شرایط اند.
5⃣ تبیین دیدگاه آیتالله جوادی آملی
ایشان به سخن آیتالله جوادی آملی اشاره میکنند که:
«کار ما در مسیر رشد فطرى، دفع و رفع است.»
یعنی:
- باید مراقب باشیم آلودگیها وارد وجود ما نشوند (دفع).
- اگر وارد شدند، باید آنها را پاک کنیم (رفع).
مانند آب زلال جاری:
آب ذاتاً پاک و بیرنگ و بیبوست؛ تنها وظیفه ما این است که آلودگی را در مسیر وارد آن نکنیم ، و اگر شد، برطرفش کنیم .
این نگاه، تعریف دقیقی از نسبت * فطرت، طبیعت و شرایط محیطی * ارائه میدهد.
5⃣ نقش خرد آزاد از آلودگی
دکتر کریمی بر اساس شعر شبستری اضافه میکنند:
وقتی خرد انسان از خودخواهی، منیت و هواهای نفسانی آزاد شود،
- نور خدا در آن دیده میشود
و انسان بدون نیاز به تعلیمات بیرونی، به یقین و هدایت میرسد.
6⃣ اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی در المیزان ـ بنابر نقل ایشان ـ مثال میزنند:
اگر انسانی در بیابانی بدون استاد و معلم بزرگ شود،
باز هم فطرتش او را به سوی خیر، حقیقت و خدا رهنمون میکند.
این بیان ناظر به آیه مشهور:
«فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (روم، 30)
7⃣ محور اصلی: تربیت و «تزکیه»
به نظر دکتر کریمی، کل رشد و تعالی انسان با یک کلیدواژه قرآنی معنا پیدا میکند:
- تزکیه
ایشان به شرح آیتالله مصباح یزدی اشاره میکنند که تزکیه:
- هم «کاهشدهنده» است (زدودن، کاستن)
- هم «افزاینده» است (رشد، فزایندگی)
نمونههای ایشان: - هرسکردن درخت: کاستن برای افزودن
- کندن چاه: برداشتن خاک برای بیشتر شدن عمق
تزکیه یعنی:
- زدودن آلودگیها برای شکوفایی باطنِ پاکی که در ما وجود دارد.
8⃣ تفاوت دو نگاه به تربیت: افزودن یا کاستن؟
در تصور رایج، تربیت یعنی:
«چیزی از بیرون به کودک اضافه کنیم.»
اما دکتر کریمی با اتکا به معنای تزکیه توضیح میدهند:
تربیت حقیقی ـ در سپهر فطرت ـ افزودن نیست، بلکه کاستن است.
ایشان جملهای از یک عالم عارفمسلک نقل میکنند:
«تربیت، تغییر دادن آنچه هستیم نیست؛
بلکه حذفِ آن چیزی است که نیستیم.»
یعنی:
تربیت یعنی بازگشت به اصل؛
نه آنچه «طبیعت و محیط» از ما ساختهاند، بلکه آنچه «فطرتاً بودهایم».
ما در آغاز، پاک و الهی و فطری زاده میشویم.
محیط، خانواده، جامعه و نفس، ما را آلوده و دگرگون میکنند.
9⃣ مثال: دیوید اتنبورو و مسئله «بازگشت»
در ادامه، ایشان نمونهای از دیوید اتنبورو ، زیستشناس برجسته بریتانیایی، ذکر میکنند:
اتنبورو پس از دههها مطالعه حیاتوحش، در پایان یکی از مستندهایش گفت:
بشر محیطزیست را نابود کرده؛
حتی انگلها میزبان خود را نابود نمیکنند،
اما بشر از انگل هم پستتر شده، چون میزبانش ـ زمین ـ را از بین میبرد.
و سپس میگوید:
«برای نجات جهان باید یک تحول عظیم کنیم…
باید برگردیم به همان جایی که جهان بود.»
دکتر کریمی این جمله را به تربیت تطبیق میدهند:
تربیت یعنی:
- بازگشت انسان به آنچه فطرتاً بوده است،
نه حرکت به سوی چیزهای جعلی و برساخته اجتماعی.
🔟 معنای تربیت فطری: بازگشت، نه پیشرفت
در نگاه ایشان:
تربیت پیشرفت به سوی چیزی بیرون از ما نیست؛
بلکه بازگشت به آنچه در درون ماست.
آیه «إِنّا للهِ وَ إِنّا إِلَیهِ راجِعون
فقط برای اعلامیه ترحیم نیست؛
بلکه عصاره مسیر تکامل انسان است:
«از خداییم» یعنی اصل الهی ما
«به سوی او بازمیگردیم» یعنی بازگشت به اصل فطری
تربیت یعنی پیرایش آنچه تصنعاً شدهایم،
و گرایش به آنچه فطرتاً بودهایم.
💡 در نهایت برداشت کلی بنده از فرمایشات ایشان این است:
🔹انسان فطرتاً الهی، پاک و خیرخواه خلق شده است.
🔹طبیعت نفسانی و شرایط محیطی او را تحریف میکنند.
🔹 تربیت یعنی زدودن این تحریفها، نه افزودن چیزهای تازه.
🔹تربیت حقیقی نزدیک به «تزکیه» است.
🔹مقصد تربیت: بازگشت به اصل فطری و الهی انسان.
*
در انتظار دریافت نظرات ارزشمند سایر عزیزان پیرامون این نکات هستیم.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین