ارزش انسان به ارزش هایی است که در او نهادینه شده باشند

طرح مسئله و خلق ایده در تربیت مندانه (بخش دوم)

اندیشه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا صاحب الزمان ادرکنی


متن شماره 2
🔹عنوان:طرح مسئله و خلق ایده در تربیت مندانه (بخش دوم)

🔹جناب آقای دکتر عبدالعظیم کریمی
(ویراستاری و تنظیم: محمدجواد علی اکبریان)

با نام و یاد خداوند متعال

در ادامه گفت‌وگوهای پیشین، قرار بر این شد که به جای ارائه پاسخ‌های از پیش آماده، مجموعه‌ای از پرسش‌ها مطرح شود تا فضایی برای اندیشیدن و خلق ایده‌های تازه در حوزه تعلیم و تربیت فراهم آید؛ به‌ویژه در زمینه احیای ارزش‌های دینی به شیوه‌های غیرمستقیم، نامحسوس و نامرئی. مقصود آن است که مربیان و معلمان بتوانند با تکیه بر تجربه‌های حرفه‌ای خود، ابتکارهایی بیافرینند که فراتر از روش‌های معمول آموزشی باشد.

برای روشن‌تر شدن این رویکرد، می‌توان به نمونه‌هایی در حوزه ادبیات کودک اشاره کرد. یکی از مثال‌های شناخته‌شده، آثار شل سیلوراستاین ، شاعر برجسته ادبیات کودک است. بسیاری از آثار او توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده و حتی برخی از آن‌ها به شکل فیلم نیز درآمده‌اند. از جمله مشهورترین آثار او شعر و داستان «درخت بخشنده» است.

«درخت بخشنده» روایت درختی است که در طول زندگی خود، بی‌هیچ چشم‌داشتی همه چیزش را به دیگری می‌بخشد: سایه‌اش را، میوه‌هایش را، شاخه‌هایش را و در نهایت حتی تنه‌اش را. در این روایت، نوعی ایثار و بخشش بی‌قید و شرط به تصویر کشیده می‌شود؛ بخششی که در آن هیچ‌گونه معامله، انتظار یا بده‌بستانی وجود ندارد. در واقع، پیام اصلی این اثر نوعی عشق نامشروط است؛ همان مفهومی که در روان‌شناسی انسان‌گرا نیز مورد توجه قرار گرفته است.

اما سیلوراستاین نمونه دیگری نیز دارد که از منظر تربیتی بسیار الهام‌بخش است: شعری با عنوان «نقاشی نامرئی» . این شعر به‌خوبی می‌تواند ایده «فضاسازی نامرئی» در تربیت را توضیح دهد.

در این شعر، شاعر به کودک می‌گوید:

«اینجا یک پسر نامرئی می‌بینم
که در خانه زیبای نامرئیش
به یک موش کوچولوی نامرئی
تکه‌ای پنیر نامرئی می‌دهد.
چه نقاشی زیبایی!
تو هم دوست داری یک نقاشی نامرئی بکشی؟»

در ظاهر، این شعر ساده و کودکانه است؛ اما در لایه‌ای عمیق‌تر، نکته‌ای مهم درباره فرآیند خلاقیت و سوژگی انسان مطرح می‌کند. شاعر عمداً چیزی را نشان نمی‌دهد؛ در واقع، او تصویر را حذف می‌کند تا کودک خود آن را در ذهنش بیافریند.

در زبان روانکاوی، ژاک لکان از این وضعیت با این تعبیر یاد می‌کند که انسان در غیاب ابژه می‌تواند سوژگی پیدا کند ؛ یعنی در فقدان یک چیز، امکان تجربه و خلق آن فراهم می‌شود.

در زندگی روزمره نیز نمونه‌های زیادی از این تجربه وجود دارد. برای مثال، هنگامی که امنیت از بین می‌رود، تازه ارزش امنیت را درک می‌کنیم. وقتی بیمار می‌شویم، معنای سلامت را بهتر می‌فهمیم. حتی وقتی برق قطع می‌شود، تازه متوجه می‌شویم که پیش از آن چه نعمتی در اختیار داشته‌ایم. به بیان دیگر، گاه فقدان یک امر، ما را نسبت به ارزش آن آگاه می‌کند .

سیلوراستاین با استفاده از همین منطق، کودک را به فضایی می‌برد که در آن چیزی به‌صورت مستقیم ارائه نمی‌شود. کودک باید خود تصویر را بسازد، داستان را کامل کند و معنا را بیافریند. در اینجا تخیل، خلاقیت و عاملیت کودک فعال می‌شود.

این ایده در هنر نیز دیده می‌شود. در سینما گفته می‌شود که هنر سینما تا حدی هنر نشان دادن «هیچ» است ؛ یعنی گاهی حذف یک صحنه یا پنهان کردن بخشی از واقعیت، تماشاگر را وادار می‌کند که آن بخش را در ذهن خود کامل کند. اگر همه چیز به‌طور کامل نمایش داده شود، مخاطب صرفاً مصرف‌کننده‌ای منفعل خواهد بود.

در ادبیات نیز همین اصل وجود دارد. داستایفسکی گفته است که بسیاری از معانی آثارش میان سطرها قرار دارند. یعنی آنچه در متن نوشته نشده، گاه از آنچه نوشته شده مهم‌تر است. به تعبیر دیگر، در فاصله میان سطرهای سفید است که خواننده می‌تواند معنا را خلق کند.

از این منظر، متن تنها حامل پیام نویسنده نیست؛ بلکه فضایی است که در آن خواننده نیز به خالق معنا تبدیل می‌شود . اگر همه پیام‌ها به‌طور صریح بیان شوند، مخاطب صرفاً با ذهن نویسنده می‌اندیشد. اما اگر بخشی از معنا نانوشته باقی بماند، مخاطب فرصت می‌یابد که با ذهن خود آن را کشف کند.

در تربیت نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. هنر یک معلم یا مربی آن است که بداند چه چیزی را بگوید و چه چیزی را عمداً ناگفته بگذارد . گاه حذف سنجیده یک پیام می‌تواند فرصت خلاقیت و کشف را برای کودک فراهم کند. در چنین شرایطی، متربی صرفاً دریافت‌کننده دانش نیست؛ بلکه به کنشگری فعال در فرآیند یادگیری تبدیل می‌شود.

همان‌گونه که در بحث‌های پیشین نیز اشاره شد، می‌توان از یک گفتمان برون‌دینی وارد یک گفتمان درون‌دینی شد. برای مثال، کارل راجرز در روان‌درمانی معتقد است که درمان زمانی به‌طور واقعی اتفاق می‌افتد که درمانگر به نوعی اصالت و اخلاص درونی برسد؛ یعنی رابطه‌ای صادقانه و بی‌تظاهر با درمانجو برقرار کند. در چنین وضعیتی، رابطه درمانی خود به آینه‌ای برای رشد و تحول فرد تبدیل می‌شود.

در سنت دینی ما نیز مفهوم اخلاص جایگاهی بسیار والا دارد. در متون دینی آمده است که اگر عملی حتی به اندازه دانه‌ای خردل باشد اما با اخلاص انجام شود، ارزشی بسیار عظیم پیدا می‌کند؛ در حالی که اعمال فراوان بدون اخلاص ممکن است ارزش چندانی نداشته باشند. این همان چیزی است که پیش‌تر از آن با تعبیر اثر لیزری یاد شد: تمرکزی عمیق که با وجود حجم اندک، اثرگذاری فراوان دارد.

از همین رو، وقتی درباره «فضاسازی نامرئی» در تربیت سخن می‌گوییم، منظور نوعی تأثیرگذاری عمیق اما نامحسوس است؛ تأثیری که نه از طریق اجبار و آموزش مستقیم، بلکه از طریق ایجاد بسترهای مناسب برای تجربه، کشف و معنا آفرینی شکل می‌گیرد.

در قرآن کریم نیز می‌توان به مفهومی مشابه اشاره کرد. در آغاز سوره بقره، پس از معرفی قرآن به عنوان کتاب هدایت، یکی از ویژگی‌های متقین چنین بیان می‌شود:
«الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیب».

ایمان به غیب، در واقع ایمان به آن چیزی است که در حوزه محسوسات و دانسته‌های مستقیم ما قرار ندارد. غیب نوعی افق گشوده و ناشناخته است که انسان را به حرکت، جست‌وجو و کشف فرا می‌خواند. اگر انسان تنها در محدوده دانسته‌ها و داشته‌های خود باقی بماند، نوعی ایستایی و توقف در او شکل می‌گیرد. اما ایمان به غیب او را به سوی افق‌های تازه و نادیده سوق می‌دهد.

به همین دلیل، می‌توان گفت که فضاهای نامرئی، زمینه‌ساز اندیشه‌ورزی هستند . هنگامی که همه چیز آماده و آشکار در اختیار ما قرار گیرد، ذهن کمتر به تلاش و خلاقیت واداشته می‌شود. اما وقتی بخشی از مسیر ناپیدا و گشوده باقی بماند، امکان تفکر، کشف و آفرینش بیشتر می‌شود.

در این بحث تلاش شد با مثال‌هایی از ادبیات کودک، هنر، عرفان و قرآن نشان داده شود که چگونه می‌توان از طریق نوعی فضاسازی نامرئی، امکان اندیشه‌ورزی و خلاقیت را در انسان ــ به‌ویژه در کودکان ــ فعال کرد.

از توجه و همراهی شما سپاسگزارم.

ثبت نام

شماره موبایل*

کد تایید*

کد تایید ارسال شده به موبایل خود را وارد کنید

واحد آموزشی:

نام مدرسه خود را انتخاب کنید

بازیابی کلمه عبور

شماره موبایل خود را وارد کنید*

بازیابی کلمه عبوربرگشت
بازیابی کلمه عبوربرگشت

کد ملی دانش آموز*

تایید کد ملی دانش آموز*

برای تایید لازم است دوباره کد ملی را وارد کنید

بازیابی کلمه عبور

کلمه عبور شما با موفقیت تغییر یافت