ارزش انسان به ارزش هایی است که در او نهادینه شده باشند

طرح مسئله و خلق ایده در تربیت مندانه

اندیشه یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا صاحب الزمان ادرکنی


متن شماره 1
عنوان: طرح مسئله و خلق ایده در تربیت مندانه

جناب آقای دکتر عبدالعظیم کریمی
(ویراستاری و تنظیم: محمدجواد علی اکبریان)

به نام خداوند جان‌آفرین، حکیمِ سخن در زبان‌آفرین.

در آغاز، درود و سلام و ارادت خود را به همه همراهان و هم‌اندیشان بخشش اندیشه‌ورزی تقدیم می‌کنم. امیدوارم با وجود شرایط دشوار و پرتنش اجتماعی، اوقات آرام و پراندیشه‌ای داشته باشید.

در سه جلسه ایی که داشتیم ، تلاش شد موضوعاتی مطرح شود که ذاتاً پرسش‌برانگیز و چالش‌زا هستند. از جمله درباره «فضاسازی نامرئی»، «فضاگشایی نامحسوس» و «فضامندی غیرعمدی» در تربیت دینی؛ رویکردی که بر احیای ارزش‌های فطری و روش‌های غیرمستقیم در تربیت تأکید دارد. در این مسیر حتی به برخی مبانی نظری نیز اشاره شد؛ از جمله یافته‌های عصب‌شناسی درباره نقش لایه‌های ناهوشیار مغز، فرایندهای فروآستانه‌ای و کارکردهای ساب‌کورتیکال که نشان می‌دهند چگونه بسیاری از تأثیرات تربیتی در سطحی فراتر از آگاهی مستقیم رخ می‌دهند.

همچنین نمونه‌هایی از تجربه‌های زیسته و دیدگاه‌های صاحب‌نظران مختلف، همراه با برخی آیات و روایات مطرح شد. افزون بر آن، به نظریات روان‌شناسان انسان‌گرا مانند آبراهام مزلو و کارل راجرز نیز اشاره گردید؛ به‌ویژه دیدگاه مزلو در کتاب «مذاهب، ارزش‌ها و تجربه‌های والا». مزلو در این اثر نشان می‌دهد که مربی یا معلم چگونه می‌تواند از طریق شیوه‌های غیرمستقیم، نامحسوس و حتی ناهوشیار، زمینه شکوفایی استعدادهای درونی انسان را فراهم کند.

در نگاه مزلو، انسان همچون بذری است که در درون خود قابلیت تبدیل شدن به درختی تنومند را دارد. وظیفه تربیت آن است که شرایطی فراهم کند تا این ظرفیت‌های فطری شکوفا شوند؛ فرآیندی که او از آن با مفاهیمی چون «خودشکوفایی» یاد می‌کند.

در این میان، نکته‌ای کلیدی مطرح می‌شود: مربی اثرگذار باید واجد نوعی عشق متعالی باشد. مزلو این حالت را «عشق ناخودآگاه» می‌نامد؛ عشقی که از سر محاسبه، انتظار یا منفعت نیست. در چنین عشقی، محبت به متربی بدون شرط و بدون انتظار پاداش شکل می‌گیرد. کارل راجرز نیز همین مفهوم را با اصطلاح «توجه مثبت نامشروط» بیان می‌کند؛ یعنی رابطه‌ای که در آن کودک یا متربی نه به خاطر عملکرد یا موفقیت‌هایش، بلکه به خاطر «بودنِ» خود مورد پذیرش و محبت قرار می‌گیرد.

اگر چنین فضای عاطفی و انسانی در رابطه میان مربی و متربی شکل گیرد، گاه بدون هیچ تلاش مستقیم آموزشی، عمیق‌ترین اثر تربیتی رخ می‌دهد. در واقع، کیفیت رابطه انسانی می‌تواند بسیار اثرگذارتر از انبوهی از نصیحت‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌های آموزشی باشد.

برای توضیح این نکته می‌توان از یک استعاره استفاده کرد: گاهی یک قطره اثرگذار، ارزشی بیش از یک اقیانوس فعالیت‌های پراکنده دارد. این همان «اثر لیزری» در تربیت است؛ تمرکز و خلوصی که با وجود کمیت اندک، تأثیری عمیق و ماندگار بر جای می‌گذارد.

در فرهنگ دینی ما نیز بر همین حقیقت تأکید شده است. در قرآن کریم، شیطان سوگند یاد می‌کند که همه انسان‌ها را گمراه خواهد کرد، مگر «مخلصان». تفاوت «مخلِص» و «مخلَص» در همین نکته نهفته است: مخلَص کسی است که حتی خود نیز از اخلاص خویش آگاه نیست؛ یعنی اخلاص در وجود او به صورت طبیعی و بی‌ادعا جریان دارد.

در تربیت نیز همین اصل صادق است. اگر مربی با نیت تسلط، نمایش قدرت یا تحمیل اندیشه‌ها وارد رابطه تربیتی شود، حتی اگر سخنان درستی بگوید، اثر چندانی نخواهد داشت. اما اگر رابطه‌ای سرشار از صداقت، محبت و خلوص شکل گیرد، همان رابطه به خودی خود بستر تربیت خواهد شد.

در ادبیات تربیتی معاصر نیز همین نگاه دیده می‌شود. برای مثال، آلفی کوهن در کتاب «فرزندپروری نامشروط» نشان می‌دهد که کودکانی که محبت والدین را بدون شرط تجربه می‌کنند، رشد عاطفی و اخلاقی عمیق‌تر و پایدارتری دارند. در مقابل، محبت‌های مشروط ــ مانند دوست داشتن کودک تنها به دلیل موفقیت‌هایش ــ رابطه تربیتی را به نوعی معامله تبدیل می‌کند.

از این منظر، تربیت بیش از آنکه به گفتن و آموزش مستقیم وابسته باشد، به فضاسازی انسانی و عاطفی وابسته است؛ فضایی که در آن کودک احساس امنیت، پذیرش و ارزشمندی کند.
اکنون پرسش اصلی این است:

یک) چگونه می‌توان با بهره‌گیری از مفهوم فضاسازی، فضامندی و فضاگشایی در تربیت ــ چه در خانه و چه در مدرسه ــ چنین شرایطی را در عمل ایجاد کرد؟

دو) به بیان دیگر، هر مربی یا معلم چگونه می‌تواند با تکیه بر تجربه‌های زیسته و حرفه‌ای خود، ایده‌ای خلاقانه و اصیل برای تحقق این نوع تربیت طراحی کند؟

سه) مقصود از این کار، ارائه یک طرح کلیشه‌ای یا برنامه از پیش تدوین‌شده نیست. آنچه اهمیت دارد، بازسازی خلاقانه تجربه‌هاست. جان دیویی در فلسفه تعلیم و تربیت خود تأکید می‌کند که تربیت در حقیقت چیزی جز «بازسازی تجربه» نیست؛ یعنی انسان با بازاندیشی در تجربه‌های خود، راه‌های تازه‌ای برای عمل تربیتی می‌آفریند.

بنابراین انتظار می‌رود دوستان و همکاران محترم، با تکیه بر تجربه‌های شخصی و حرفه‌ای خود، نمونه‌هایی از این نوع فضاسازی تربیتی را طراحی یا بازسازی کنند؛ ایده‌هایی که می‌توانند خلاقانه، مبتکرانه و حتی خارج از چارچوب‌های رایج باشند. نقد دیدگاه‌های مطرح‌شده نیز نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه می‌تواند به غنای بحث کمک کند.

امید است این گفت‌وگوها بتواند زمینه‌ای برای زایش نگاه‌ها و تجربه‌های تازه در عرصه تربیت فراهم آورد.

ثبت نام

شماره موبایل*

کد تایید*

کد تایید ارسال شده به موبایل خود را وارد کنید

واحد آموزشی:

نام مدرسه خود را انتخاب کنید

بازیابی کلمه عبور

شماره موبایل خود را وارد کنید*

بازیابی کلمه عبوربرگشت
بازیابی کلمه عبوربرگشت

کد ملی دانش آموز*

تایید کد ملی دانش آموز*

برای تایید لازم است دوباره کد ملی را وارد کنید

بازیابی کلمه عبور

کلمه عبور شما با موفقیت تغییر یافت